تاریخچه مهندسی شیمی
اولين تأليف شناخته شده اي كه در آن به توصيف روشهاي آموزش مهندسي و نقش برجسته مهندسان در آباداني پرداخته شده است Vitavius de Architectura يا نظري برمباني معماري نام دارد كه در قرن اول ميلادي يعني قريب دو هزار سال پيش در رم باستان انتشار يافته و مشتمل بر10 مجلد است كه به مباحث متنوعي نظير مواد ساختماني، روشهاي ساخت بنا، هيدروليك و برنامه ريزي شهري اختصاص دارد.
در اواسط قرن هفدهم نظرات فلسفي فرانسيس بيكن راه را براي تأسيس فرهنگستانهاي علوم گشود. Accademia del Cimento در1657 ميلادي در فلورانس و به دنبال آن Royal Society در1662 در لندن افتتاح شد. آكادمي علوم فرانسه در1666 در پاريس و آكادمي پروس در برلين در سال1672 آغاز بكار كرد. دو نفر از شاگردان گاليله يعني Viviani و Torricelli از نخستين اعضاي آكادمي فلورانس بودند. Boyle، Hooke و نيوتن جزو اولين اعضاي پيوسته Royal Society و همچنين دكارت و پاسكال از اعضاي اوليه آكادمي علوم فرانسه بودند. گسترش علم شيمي و مهندسي سبب راهيابي اين شاخه هاي علم به دربار امراي اروپا شد، بطوري كه فرديناند دوم و لئوپولد داراي آزمايشگاه هاي شخصي در فلورانس بودند. در انگلستان نيز چارلز دوم آزمايشگاهي در قصر Whitehall برپا كرد و در پاريس اعضاي آكادمي در تالار كتابخانه كاخ سلطنتي گرد مي آمدند و بحث هاي علمي و فلسفي رواج داشت.
شعبه مستقل مهندسي شيمي
بسياري از فرهنگستان ها سبب شكل گيري هسته هاي اصلي دانشگاههاي علوم و مهندسي شدند، بطوري كه نخستين مدارس مهندسي در سالهاي مياني قرن هجدهم در فرانسه تأسيس شد. در آستانه تغيير قرن Ecole Militare و پلي تكنيك پاريس افتتاح شد كه دانشمنداني چون لاپلاس لاگرانژ و فوريه از نخستين دانش آموختگان آن به شمار مي آيند.
مهندسي شيمي به عنوان يك شعبه مستقل مهندسي بيش از يك قرن و نيم سابقه ندارد. البته برخي از محققان برآنند كه Edward Charles Howard كه بين سالهاي1774 و1816 مي زيسته، اولين مهندس شيمي به مفهوم امروزي آن بوده است. يكي از ابداعات بسيار مهم وي فرآيند تبخير در خلاء است كه سبب پيشرفت قابل توجهي در صنعت استخراج قند از نيشكر شد.
تعريف مهندسي شيمي در يك جمله امكان پذير نيست زيرا دامنه اين علم بسيار گسترده است. تعريفي كه در فرهنگ Webster از مهندسي شيمي آمده در حقيقت توصيفي از مهندسي شيمي سنتي به شمار مي آيد، به اين ترتيب كه مهندسي شيمي بخشي از مهندسي است كه به توليد مواد شيميايي در مقياس وسيع همراه با طراحي و بكار گيري واحدها و دستگاه هاي مربوط مي پردازد.
در سالهاي پاياني قرن نوزدهم، انقلاب صنعتي در اروپا به سرعت پيش مي تاخت. آلمان مركز اصلي توليد مواد شيميايي نظير رنگ، مواد منفجره، دارو و فلزات بود. واحدهاي صنعتي بوسيله مهندسان مكانيك و شيمي دانان كاربردي به گردش در مي آمد. در اين سالها در ايالات متحد فقط تعداد انگشت شماري از واحدهاي صنعتي مشغول بكار بودند و اين كشور وارد كننده عمده اين نوع مواد از اروپا به شمار مي رفت. اما در طول سالهايي كه به صلح مسلح معروف است و در نهايت به جنگ جهاني اول منتهي شد رابطه تجاري آمريكا تقريباً بطور كامل با اروپا قطع بود و اين معضل موجب نياز اين كشور به برپايي صنايع شيميايي شد.
در آن زمان فقط تعداد اندكي شيمي دان در آمريكا بسر مي بردند كه اغلب در آزمايشگاه هاي سنتي بكار اشتغال داشتند و فاقد هرگونه تجربه در فرآيندهاي توليد در مقياس وسيع بودند. بعلاوه مهندسان مكانيك در آمريكا نيز اطلاع و تجربه چنداني در مورد چنين واحدهايي نداشتند تا بتوانند نقش عمده اي را در اداره اين واحدها برعهده بگيرند.
اولين برنامه دانشگاهي
اولين قدم مؤثر در پاسخ به اين مشكل در دانشگاه MIT برداشته شد و در سال1888، ريز يك برنامه درسي كه تلفيقي از مهندسي مكانيك و شيمي كاربردي محسوب مي شد براي آموزش مهندسان مورد نياز ارايه شد. اين برنامه بوسيله پروفسور Lewis Norton تدوين شد و بتدريج تا حوالي1910 تكميل و توسعه يافت تا در نهايت به آنچه كه امروز به مهندسي شيمي سنتي معروف است تبديل شد. به دنبال اين اقدام دانشگاه MIT ، دانشگاه پنسيلوانيا نيز به طراحي يك برنامه آموزش مهندسي شيمي پرداخت و سپس دانشگاه Tulane هم به اقدام مشابهي دست زد.
در طول سالهاي1901 تا1904 George Davis كتابي با نام Handbook of Chemical Engineering در بيش از يك هزار صفحه تأليف كرد كه شامل تشريح فرآيندهاي مختلف مهندسي شيمي بود.
در1915 Arthur D. Little توجه كرد كه پاره اي از فرآيندها نظير انتقال گرما، تقطير و تبخير كه در صنايع شيميايي كاربرد دارند داراي مبنا و اصول مشتركي هستند. اين نظريه به شكل گيري مبحثي با عنوان عمليات واحد منجر شد. Arthur D. Little تاكيد مي كرد كه عمليات واحد عامل تمايز مهندسي شيمي از ساير رشته هاي مهندسي است.
شيمي در ايران
در ايران دارالفنون نخستين دانشگاه به مفهوم امروزي آن محسوب مي شود كه به پايمردي اميركبير تأسيس شد و در پنجم ربيع الاول1267 قمري با هفت استاد اتريشي گشايش يافت. تعداد دانشجويان هنگام افتتاح30 نفر بود كه در سالهاي بعد به150 نفر رسيد. بعلاوه استادان ديگري از كشورهاي فرانسه، ايتاليا و آلمان به استخدام دارالفنون در آمدند. رشته هاي تحصيلي اين مدرسه عبارت بود از علوم نظامي، مهندسي، پزشكي و داروسازي كه رشته هاي مهندسي در دارالفنون به طرق و ابنيه و مكانيك محدود مي شد. در تمام رشته ها زبان فرانسه، علوم طبيعي و رياضي و نيز تاريخ و جغرافيا تدريس مي شد



